روزمرگی های زندگی یک آدم آزاده

روزمرگی های یک انسان آزاده

روزمرگی های زندگی یک آدم آزاده

روزمرگی های یک انسان آزاده

روزمرگی های زندگی یک آدم آزاده

اگر فرصت کنم روزمرگی هایی در قالب زندگی - شغلی - سرگرمی و ... رو یادداشت می کنم

پیوندهای روزانه

۸ مطلب با موضوع «روزمرگی طبیعت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

چ برفی باریده indecision نه شعار ریختن خون و نه بی حجابی باعث به تاخیر افتادن نعمت های الهی نشدن cool خدا کار خودشو میکنه میبره جلو enlightenedو همه نظریه های چرت و پرت و فلسفه های چرند رو به سخره گرفت !!! 

  • ۰
  • ۰

خدا رو شکر برف اومد - ی تند بادی هم پشت سرشه cool نمی دونم چند بار دیگه برف رو میبینم - انشالله که پروردگار برکاتشو در مملکت بیشتر و بیشتر کنه enlightened بشدت لازم داریم و باید صرفه جویی هم بکنیم heart هوا خیلی سرده مراقب خودتون باشید 

  • ۰
  • ۰

داشتم باغچه رو درست می کردم ی کفشدوزک پیدا کردم که تو این سرما که سگ رو بزنن بیرون نمیره زنده بود cool گفتم درباره کفشدوزک ی مقاله بزارم !!! نمی دونم در گویش و شهر شما بهش چی میگن ولی ما بهش کفشدوزک میگیم !!! 🐞 :

 

  • ۰
  • ۰

اینکه که واقعا گفتن قدر زر زرگر داند و ... کاملاً درسته ، سفیر جدید آلمان ( اکسل دیتمان ) در تهران گفته با توجه به کوه های زیادی که اطراف شهر تهران هست میتوان کوه نوردی کرد !!! cool

  • ۰
  • ۰

ابن سینا در کتاب قانون می نویسید :

 

شیر الاغ برای انواع ناراحتی های تنفسی و ریوی مفید است - شیر الاغ نزدیکترین شیر به شیر انسان - سردترین شیر است !!! cool در مطالعات جدید برای MS هم مفید است !!! 

  • ۰
  • ۰

امسال هم گرما داریم وسط پاییز هم دود و آلودگی !!! indecision پس سرما عامل وارونگی الودگی هوا نبود !!! enlightened

  • ۰
  • ۰

🍂 پاییزئ، باکسرئ، و یه دلِ بی‌قرار برای موتورسواری

پاییز که میاد 🍂  انگار همه چی رنگ دیگه‌ای می‌گیره 🍂 هوا خنک می‌ شه ، برگا می‌ رقصن زیر چرخای موتور ، و دل آدم یه جور خاصی هوای جاده می‌ کنه . من و باکسر ۱۵۰ سی‌سی‌م ، رفیق قدیمی ، این روزا بیشتر از همیشه با هم می‌زنیم بیرون 🍂 صدای موتور که می‌ پیچه تو کوچه‌ های خلوت پاییزی ، حس می‌ کنم زندگی جریان داره 🍂

  • ۰
  • ۰

امروز داره برف میاد ، اولین برفی که در سال 1403 دیدم ... سالی که وقایع عجیب و غریب تو کشور و خاورمیانه زیاد داشت ... به یاد مرحوم حبیب :

 

ببار ای برفِ سنگین بر مزارش 


ببار ای برف … 


ببار ای برفِ غمگین بر مزارش 


به من میگفت برفو دوست داره

 
به من میگفت اگه آروم بباره 


به من میگفت این برفِ زمستون؛ همین که آب شه اونوقت بهاره 


ببار ای برف …